محمد يوسف حريرى
318
فرهنگ اصطلاحات قرآنى ( فارسى )
ل لا از ( - ) رموز وقف ( 6 ) لا اقسم نام سورهء قيامه ( قرآن كريم - ترجمهء خرمشاهى - ص 625 ) لا إله الا اللّه فَاعْلَمْ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ ( محمد - 19 ) نيست خدايى مگر اللّه . كلمهء توحيد و كلمهء شهادت است . آنچه كه محور دعوت حضرت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و محور دعوت انبياى الهى بوده است و در حديث آمده كه بهترين عبادت گفتار لا إله الا اللّه است . لا إله الا هو نيست خدايى مگر او ( اللّه ) . كلام توحيد است كه كرارا در قرآن ذكر شده است . لات أَ فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى ( نجم - 19 و 20 ) نام بتى از بتهاى عرب جاهلى . لات را بت ثقيف دانستهاند كه در طايف بود و قريش و ديگر قبايل عرب آن را مىپرستيدند و فرزندان خود را عبد اللات و زيد اللات مىناميدند . گفتهاند لات نام مردى بود كه هنگام حج بر سر صخرهاى مىنشست و بمردم غذا مىداد و يا به زوار و حجاج روغن مىفروخت و سويق آنها را به روغن مىآميخت و به همين مناسبت او را لات به ( تشديد تاء ) يعنى آميزندهء سويق به روغن مىناميدند . و چون بمرد شخصى به نام عمرو بن لحى مدعى شد كه آن مرد ( لات ) نمرده است ، بلكه به درون صخره فرو رفته است و لذا مردم را به پرستش آن صخره دعوت كرد ( و آن صخره كه مربع و چهارگوش و سفيد بود صخرة اللات ناميده شد و به مرور لات به تخفيف « تا » خوانده شد ) و براى عبادت به لات ، بتى هم در آنجا نصب كرد . به روايتى نيز لات از خدايان مؤنث بابل بود كه طبق نقل خداى آفتاب محسوب مىشد و يا همان بت ربه بوده است . مىگويند ابو سفيان بتى را كه به ياد لات بر روى صخرة اللات ساخته بودند با عزى در جنگ احد همراه آورد بعد از فتح مكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله خالد بن وليد يا مغيرة بن شعبه يا ابو سفيان را مأمور شكستن اين بت و ويران ساختن معبد آن كرد و چندى بعد در محل معبد لات ، مسجد طايف برپا گشت . ( بتهاى